تبليغاتX
خاطرات ما

 

توی یه کتاب این شعر و خوندم! حیفم اومد ننویسمش

آخه خیلی قشنگه

 

 

کاشکی این دل من جنسش از شیشه نبود,شادی روز و شبم سست و بی ریشه نبود

خاطرت هست شبی سر راهت بودم,با نگاهت به دلم سنگ زدی

فکر کردم که نگهت پل بین من و درمان من است

نه دریغا افسوس چه خیالی باطل,باطلی بی حاصل

غافل از آن بودم که تو پیمان شکنی بی وفا بی احساس قاتل جان منی

یاد روزی کردم که عبور از گذر ما کردی,چه صمیمانه خودت را به دلم جا کردی

بعد از آن روز دگر قلب من افتاد به زیر قدمت و تو با گام زدن روی دلم,بشکستی دل فرسوده من,

پس چگونه دل من شد رفیق دل تو ,شمع هر محفل تو

شادیم از این بود که کسی هست به فکر من و قلبم باشد

گرچه تو دشمن پرکینه قلبم بودی,کینه ات شیرین بود

مثل حلوای شب عید که مادر می پخت

مثل لبخند گل سرخ که در فصل بهار به همه راز محبت میگفت

کار تو با دل من تنها بشکستن و بشکستن و بشکستن بود,اما به خدا شیرین بود

خورده های شیشه قلبم را شیشه فروش بند میزد تا باز

بزنی سنگ و بلرزد از نو

بشکند با نگه خسته تو

آه تو که رفتی دل من باز شکست

شکست و فرو ریخت و من هر چه فریاد زدمشیشه فروش آن را بند نزد

گفت:این دل دگر کارش از کار گذشت,بگذر از آن دل زانکه دل دار گذشت

جمع کردم ل بشکسته خود ,ریختم آن را در معبر شهر

آه ای عابر من از کوچه ویرانه ما چون گذری کن به زیر قدمت یک نظری

تا مبادا برود در پایت خورده های شیشه این دل من

زیر لب زمزمه ای کردم باز

کاشکی این دل من جنسش از شیشه نبود

کاشکی این دل من ..........

 

 


 

 

 

 

+  یکشنبه ششم خرداد 1386  20:20  مسی  | 

دريا باش كه اگر كسي سنگي به سويت پرتاب كرد

 سنگ غرق شود نه آنكه تو متلاطم شوي

+  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386  23:9  Mone  | 

 

جدایی سخترین و تلخ ترین کلمه ی زندگیم بود!

دلم نمیخواد جدا شم! حتی یه لحظه!

وقتی یکی همه چیزت میشه دلکندن ازش وحشتناک سخت! حتی یه لحظه!!!

یه لحظه ام زیاد!

نمیتونم!

نمیتونم! چرا هیشکی این و نمیخواد بفهمه!

رو دلم پر از غمه!

ای خدا!!

کاش هیچ وقت جدا نمیشدیم!

 

بازم سیاوش میاد کمکم و میخونه :

 

 

فصل پاییزیه من که میرسه

فصل اندوه سفر سر میرسه

تو سکوت  خسته باور من

سایه ام فکر جدایی میکنه

شاخه سرد وجودم نمی خواد

رگ بیداریه لحظه هام باشه

نفسم در نمیاد

به چشم خواب نمیاد

دل من تورو میخواد

چشم من گریه میخواد

 

تو عبور از پل خواب جاده ها روح من عشقی به رفتن نداره

تو سکوت خالیه این  دل من

 

دیگه هیچی جز تو جایی نداره

 

ذهن  شبنم که می خواد گریه کنه

فصل بارون تو چشم در میزنه

فصل پاییزیه من که میرسه

نفسم به عشق تو پر میزنه

 

نفسم در نمیاد

به چشم خواب نمیاد

دل من تورو میخواد

چشم من گریه میخواد

 

 

 

 

 

دلم خیلی برات تنگ میشه!

 خیلی

+  جمعه هفدهم فروردین 1386  22:42  مسی  | 

 

من عضو جدید وبلاگم!

سال نو رو هم به همه تبریک میگم!

مخصوصا مسی جون!

+  چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386  16:43  خانومی  | 

ایشالاه ۱۰۰ سال به این سالا

یادتون نره سال خوکه تا می تونین مایه جم کنین

+  شنبه بیست و ششم اسفند 1385  17:52  Mone  | 

+  جمعه بیست و پنجم اسفند 1385  0:28  Mone  |